چرا باید مداخله زودهنگام گفتاردرمانی در کودکانی که مشکلات کلامی دارند صورت بگیرد؟

 

1. ضرورت گفتاردرمانی در سن پایین از دیدگاه رفتاری

2. چه زمانی باید به گفتاردرمانی مراجعه نمود؟

 
 
 
 
 
 
 

ضرورت گفتاردرمانی در سن پایین از دیدگاه رفتاری

 
(به خصوص در کودکانی که مشکلات رفتاری دارند و یا والدینی که در تعاملشان با کودک دچار مشکل هستند)
از آنجایی که رشد رفتاری کودکان از رشد کلامی آنها جدا نیست و همزمان با هم پیش می رود، توجه همزمان به رفتار کودکان و رشد کلامی آنها، موضوع بسیار مهمی می باشد. بسیار از کودکان در سن قبل از دبستان دچار مشکلاتی در گفتار و زبان می شوند. برخی از این مشکلات شامل این موارد می شود:
 
1. کودک در سنی از رشد گفتار و زبان قرار دارد که باید بتواند از طریق کلام با محیط اطراف ارتباط کلامی برقرار کند اما هنوز نمی تواند صحبت کند .
2. کودک در سنی قرار دارد که وضوح گفتار ( تلفظ صحیح صداها) او پایین است و دیگران متوجه صحبت های او نمی شوند
3. کودک شروع به صحبت کردن نموده است اما برخی صداها  را درکلمات و یا کلمات را در جمله تکرار می کند یا می کشد و یا روی آنها گیر می کند (لکنت)
4. کودک دارای تشخیص پزشکی است ( تشنج و اوتیسم و فلج مغزی و....)
6. کودک نمی تواند به درستی با محیط اطراف خود ارتباط کلامی برقرار کند و...
 
 
همه اینها نشان از مشکلاتی دارد که ضرورت حضور کودک در جلسات گفتاردرمانی را برای ما روشن می سازد.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

چه زمانی باید به گفتاردرمانی مراجعه نمود؟

 
سوال بسیار مهم که زیاد پرسیده می شود این است که در چه سنی باید به گفتاردرمانی مراجعه کرد؟ ویا اینکه آیا من می توانم صبر کنم تا سن کودکم بیشتر و کلام او بهتر شود یا باید به موقع و در سن پایین جلسات گفتادرمانی را برای کودکم آغاز کنم؟
در جواب به این سوال ها از دیدگاه رفتاری می توان اشاره کرد به سن طلایی زیر 5 سال جهت مداخلات گفتاردرمانی که از دیدگاه رفتاری بسیار به آن تاکید شده است. طبق دیدگاه تعاملات والد و کودک، از دیدگاه رفتاری علت اینکه تأکید بر درمان در سن پایین می شود چند دلیل است:
 
 
1. در سنین قبل از مدرسه روابط و تعاملات والد و کودک بیشتر است و والد نسبت به تغییرات و رشد کودک آگاهی بیشتری دارد. بنابراین زمان بیشتری برای دنبال کردن پیشرفت کلامی کودک و یا نقص های کلامی کودک دارد.
2. رفتارهای کلامی در کودکان پیش از دبستان نسبت به بچه های بزرگتر که سابقه یادگیری طولانی تری دارند تمایل کمتری به تثبیت دارند.
3. کودکان خردسال در سنین پایین که شاید تسلط والدین بر آنها به دلیل آنکه محیط های دیگر را کمتر تجربه می کنند و کمتر تحت تاثیر همسالانی که از لحاظ رفتاری دارای الگوهای منفی در رفتار هستند قرار می گیرند، بیشتر باشد و تاثیر گذاری آنها در هدایت کودک (این مورد بیشتر در کودکانی صادق است که مشکلات گفتاری آنها یا به دلیل مشکلات رفتاری و یا مشکلات گفتاری آنها همراه مشکلات گفتاری می باشد) جهت اصلاح مشکلات کلامی و اجرای برنامه درمانی در منزل و تعمیم آنها بیشتر خواهد بود.
4. کودکان خردسال برای چالش با مداخلات رفتاری (کودکانی مشکلات رفتاری و عدم دستور پذیری به همراه مشکلات کلامی دارند) از منابع شناختی کمتری برخوردارند. کودکان پیش از دبستان انتظارات رفتاری جدید را راحتتر می پذیرند.
5. بچه ها ی خیلی کوچک که دچار مشکلات رفتاری چشمگیر هستند، هنوز نسبت به والدینشان عواطفی را همراه با رفتارهای مشارکتی که می توانند با فراوانی بیشتری اتفاق بیفتد نشان می دهند.
 
 
بنابراین نتیجه این می شود که کودکان در سن پایین تر تاثیر پذیری بیشتری نسبت به والدین خود دارند و زمانی که در جلسات گفتاردرمانی شرکت می کنند و از آنجایی که نقش درمان والد محور (یعنی انجام درمانها و دستورالعمل ها توسط والدینی در منزل) در درمان های گفتاردرمانی بسیار حایز اهمیت است می توان سرعت درمان را با کمک والدین بیشتر نمود و کودک در زمان مناسب به سطح مناسبی از گفتار و زبان با توجه به میزان مشکلات و پیش آگهی اش برسد. بنابراین از دیدگاه رفتاری زمانی که مشکلات کلامی کودک مشخص می شود حضور به موقع کودک و مداخله زود هنگام می تواند تاثیر به سزایی در روند بهبودی کودک داشته باشد.